حیدریم
وبلاگ یک دانشجوی عدالتخواه 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
بالاخره کتاب "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد" را خواندم.

 

 

هرکی می خواهد در لا به لای دریای واژگان بداند "روحی" چگونه بت شکن عصر می شود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواهد بداند چگونه آن طلبه جوانی که در جلسات مجلس ملی می نشست تا بداند در مملکت چه خبر است، چگونه در اوج احترام به مدرس، پیر سیاست انتقاد می کرد، این کتاب را بخواند.

هر کس می خواهد بداند آن طلبه جوانی که به محض ورود خانواده ی رضاخان، بدون حجاب اسلامی در حرم حضرت معصومه، آشوب به پا کرد چه کسی بود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواد بداند چه کسی نگذاشت آتش مبارزه آیت الله کاشانی حتی پس از شکست ملی شدن صنعت نفت و خیانت مصدق به مذهبیون سرد نشود و تا دم مرگ آیت ااه شعله ور بماند چه کسی بود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواهد بداند آن روحانی جوانی به خانه آیت الله بروجردی رفت تا ایشان دخالت کنند و نگذارند نواب صفوی به دار آویخته شود و با چشم پر از اشک از آن خانه خارج شد چه کسی بود، این کتاب را بخواند!

هرکس می خواهد بداند آن طلبه جوانی که به نمایندگی از آیت الله بروجردی به دیدار شاه رفت و با نگاهش ابهت آن را درهم شکست چه کسی بود، این کتاب را بخواند!

این کتاب را بخواند تا بداند از "دره گل زرد" در دشت های اطراف خمین، تا نفل لوشاتو راهی نیست، اگر با روحت زندگی کنی نه با جسم!

...

 

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سیاسی، فرهنگی
برچسب‌ها: امام خمینی, نادر ابراهیمی, سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد, آیت الله بروجردی, محمدرضا شاه
ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:51 ] [ محمد حیدری ]

تشویق

چرا باید تشویق کرد؟

تشويق در فرم دادن شخصيت و سازندگي آن و جهت‌دهي و هدايت رفتار کودک نيز نقشي مهم و اساسي دارد. از طريق آن مي‌توان رفتار مثبتي را در دانش‌آموز پديد آورد و آن را در او تثبيت کرد و يا در ساير ملاحظات ناشي از آن مي‌توان ريشه رفتار و عملکرد ناروايي را در دانش‌آموز خشکاند. هنگامي که شما فرد را به کاري تشويق مي‌کنيد در حقيقت به او مي‌گوييد راه درستي را در پيش گرفته و ادامه آن راه به صلاح و مصلحت اوست و شما از آن راضي هستيد. اصل اساسي در تشويق تحريک درست عاطفي يا توجه او به آموزه‌هاي معنوي است تا وسيله و سببي باشد براي تحقق اعمال و رفتار مثبت افراد و يا دليلي باشد که دانش‌آموز را وادار و اقناع کند که دست از اعمال ناروا کشيده و به سوي کار درست ميل پيدا کند.

چگونه تشويق کنيم؟
اما چه کنيم که دانش‌آموز در درون خود احساس شوق کند و در باطن خويش خشنود باشد که فلان عمل خوب را انجام داده است؟
1- گفتن کلمات محبت‌آميز: منظور کلماتي است که جنبه مهر و علاقه‌مندي فرد و ديدگاه احترامي مربي را به دانش‌آموز نشان دهد، کلماتي مثل عزيزم، فرزندم، دخترم، پسرم.

2-  معرفي عمل مثبت در حضور جمع: در خانه يا مدرسه، نزد برادر و خواهر و يا نزد دانش‌آموزان کلاس فردي را که عمل خوبي انجام داده معرفي کنيم و عمل او را مورد ستايش قرار دهيم. اين روش براي همه دانش‌آموزان در همه سنين و مخصوصا براي نوجوانان بسيار موثر است. در اين خصوص بايد براي ديگران توضيح داد که چرا عمل او مورد تقدير قرار گرفته است.

 3-  سپردن مسووليت: گاهي در مدرسه معلم و مربي و در خانه والدين براي تشويق دانش‌آموز مي‌توانند مسووليت مورد علاقه‌اي را به او بسپارند، به او تفهيم کنند که به خاطر احترام به او و ديدن عرضه و لياقت او حاضر شده‌اند اين مسووليت را به او واگذار کنند.

4-  معرفي و ارايه آثار: ممکن است دانش‌آموز عمل پسنديده‌اي چون نوشتن مشق به خط زيبا را انجام داده، نقاشي زيبايي کرده، وسيله خوب و قشنگي ساخته و هنري در خطاطي به کار برده باشد. معرفي اين اثر به دانش‌آموزان ديگر و يا امضا و نمره دادن و نصب در برد يا ديوار مدرسه موجب مي‌شود تا همه دانش‌آموزان آن را ببينند و وي مورد تشويق قرار گيرد.

5-  شيوه‌هاي ديگر: شيوه‌هاي ديگري هم براي تشويق دانش‌آموزان وجود دارد مانند برگزاري اردو، چاپ عکس در روزنامه، دادن فرصت اظهارنظر به دانش‌آموز، لبخند رضايت‌آميز، هر کدام از اين روش‌ها از ساده تا پيچيده در جاي خود و به تناسب و در شرايط خاص به دانش‌آموز در انتخاب راه درست کمک مي‌کند.

 

واما چند نکته درمورد تشویق ؛

 

1-       علت تشویق باید برای کودک مشخص شود. هنگام تشویق کودک باید بفهمد به چه جهت مورد تحسین قرار گرفته است.

 

2-      پاداش معمولاً برای پیشرفت و موفقیت پرداخت می شود و پیامد آن است و با رشوه فرق دارد که معمولاً قبل از انجام دادن عمل پرداخت می شود. تشویق بدون دقت ممکن است به صورت رشوه در آید و اعمال کودک به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبکار پرورش یابد و در همه جا انتظار پاداش عملی یا معنوی داشته باشد. بنابراین تشویق نباید شکل رشوه به خود بگیرد که در این صورت اثر مثبت و سازنده ای نخواهد داشت.

 

3-      پاداش و تنبیه در صورتی موثر است که متناسب با عمل و به موقع و بلافاصله اعمال شود.

 

4-       تشویق باید هر چند وقت یکبار و در برابر کارهای برجسته کودک باشد نه به صورت همیشگی و برای هر کاری. زیرا در این صورت تشویق تاثیر خود را از دست خواهد داد.

 

5-      - تشویق برای دلخوشی نباشد بلکه کار کودک واقعاً در خور تشویق باشد.

 

6-      توجه کنید که به هنگام تعریف از فرزندتان به نکات منفی او اشاره نکنید. مثلاً آفرین من اصلاً فکر نمی کردم تو بتوانی این کار را انجام دهی.

 

7-      به نکات مثبت وجود فرزندتان توجه کنید. اگر کودک شما در یک زمینه خاص توانایی و استعداد دارد حتماً آن را شناسایی کنید و با تشویق آن باعث ایجاد پشتکار و میل به تمرین بیشتر در او شوید.

 

8-      تشویق نباید از حد اعتدال تجاوز کند. زیرا ممکن است کودک را به خودبینی و خودستایی گرفتار کند. وقتی که بچه ها را تحسین می کنید آنها به خوبی متوجه این نکته می شوند که آیا واقعاً کار خوبی انجام داده اند و شایسته تعریف و تمجید هستند یا نه. مثلاً این که تو نابغه ای تعریف اغراق آمیزی است و هیچ تاثیر مثبتی ندارد.

 

9-      تشویق انواع مختلفی دارد. گاه به صورت دلجویی است. گاه عبارتی محبت آمیز. برخی اوقات یک نگاه توام با لبخند و نشاط و زمانی وعده تعریف یک قصه و.. باید توجه داشت که تشویق به سن و درک کودک و نوع عمل او بستگی دارد.

 

تنبیه

چرا باید تنبیه کرد؟

تنبيه يعني آگاه کردن. اصلاح کردن رفتار. اصلاح رفتار مانند جراحي است، به همين دليل مستلزم دقت و برنامه‌ريزي است و اظهارنظرها نبايد بدون نتيجه و حذف باشد و گذشته از اين معلم بايد خود الگوي مناسب و شايسته‌اي از خود نشان دهد. کج‌خلقي و خشم و غضب را بايد کنار بگذارد. بهترين سلاح معلم براي تغيير رفتار دانش‌آموز اين است که با دلي آکنده از صفا و يکرنگي و عاري از خشونت به تربيت کودکان و دانش‌آموزان بپردازد.

چگونه تنبیه کنیم؟

 

1-      محروم سازی : به این صورت اجرا می شود که کودکان را از موقعیت فعلی دور می کنند. هر گاه کودک از موقعیت خود سوء استفاده می کند تنبیه مناسب آن است که وی را از چیزی که مورد علاقه اش است محروم سازید. برای مثال اگر کودک از وسایل خود برای زد و خورد استفاده می کند بهتر است آن وسیله را از او بگیرید. چند دقیقه محروم کردن برای تغییر دادن رفتار کافی است. ضمن اینکه به والدین عصبانی نیز یک مهلت آرام شدن می دهد. محروم سازی هنگامی بیشترین تاثیر را دارد که شی مورد علاقه کودک، عامل اصلی رفتار ناپسند وی باشد. در غیر این صورت این تنبیه موثر واقع نمی شود.

 

2-      حذف کردن امتیازات :  مثل تماشا نکردن برنامه مورد دلخواه...

 

 

 

  واما چند نکته درمورد تنبیه ؛

 

1-     تنبیه با جرم و خطای کودک متناسب باشد و بیدرنگ پس از ارتکاب خطا انجام گیرد.

 

2-      تنبیه نباید کودک را تحقیر کند و خشم او را برانگیزد. هنگامی که می خواهید کودک را تنبیه کنید رفتار و عمل زشتش را نکوهش کنید نه شخصیت او را . یعنی از به کار بردن کلماتی نظبر " تو کی آدم می شوی " یا " دیگه دوستت ندارم" خودداری کنید. این کلمات فقط امنیت کودک را به خطر می اندازد و هیچ گونه ارتباطی به رفتار یا اعمال کودک ندارد.

 

3-      تنبیه باید ثابت باشد و کودک بداند که در صورت رعایت نکردن مقررات، آن تنبیه اجتناب ناپذیر است. اجازه دادن به کودکان که در برخی موقعیت ها به طور نامناسب رفتار کنند و در موقعیت های دیگر سرزنش شوند آن ها را گیج می کند و رفتار ناخوشایند ادامه می یابد.

 

4-      تنبیه با استدلال همراه باشد به طوری که کودک آن را بی طرفانه و عادلانه تلقی کند.


موضوعات مرتبط: مدرسه، دانشگاه و حوزه
برچسب‌ها: تشویق, تنبیه
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:16 ] [ محمد حیدری ]

 

طی این روزهای اخیر، گرد و خاک امان مردم استانهای مختلف کشور، مخصوصا استان خوزستان را برید.

کرد و خاکی که تنفس را سخت و زندگی عادی را برای مردم سخت کرد.

بگذریم از اینکه خانم ابتکار به عنوان رییس سازمان محیط زیست حتی پاش رو این استان نگذاشت!

....

در کشور ما هم وزارتی ساخته اند و نامش را نهاده اند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی!

اونوقت بیشترین دغدغه وزیر این وزارت خانه کنسرتهای موسیقی است!

...

اما از دولت بگذریم!

ما به خیرشان امیدی نیست!

...

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: فرهنگی
برچسب‌ها: گرد و خاک, موسیقی, دولت, کار فرهنگی
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:5 ] [ محمد حیدری ]

 

بعد از گذشت حدود سه سال که از خرید کتاب "حکایت زمستان" میگذشت، بالاخره خوندمش.

اول از همه بگم که بعد از کتاب "دا" موجی در کشور ایحاد شد که اگرچه وضعیت سرانه مطالعه کشور رو بالا برد ولی بیش از هرچیز باعث شد تیراژ کتابها بالا بره که دلیل این مسئله هم حرکت ضد فرهنگی برخی نهادهای به اصطلاح فرهنگی بود که تریلی تریلی کتاب میخریدن و مفت مفت پخش میکردن که نتیجه اش شد پرشدن کتابخانه های شخصی از کتابهای مختلف آن هم هرکتاب چند جلد!!! و شد زینت بخش کتابخانه های مردم.

یک پرانتز هم باز کنم (اگر می خواهد بدانید چرا میگم این همه تیراژ و چاپ و نشر کتاب زیاد کمکی به افزایش سرانه مطالعه نکرده است، همین قدر کافیست که بدانید تا همین الان در کشور بیش از 185 میلیون نسخه کتاب به چاپ رسیده است در حالی که سرانه مطالعه روزانه کشور به زور 2 دقیقه است که این دو دقیقه شامل خواندن کتب درسی و دانشگاهی و همین الان که شما دارید این مطلب رو تو فضای مجازی می خوانید هم میشود) پرانتز بسته!

اما حکایت "حکایت زمستان" چیز دیگری است.

تیراژ بالای حکایت زمستان مربوط به قبل از این موج است.

این نسخه از کتاب که در دست من است، در سال 89 به چاپ رسیده و مربوط به چاپ 29 می باشد.

برای این کتاب نه مثل "من زنده ام" این همه تیزر تلویزیونی ساختند، نه مثل "دا" این همه همایش با حضور راوی کتاب برگزار کردند.

بعنی اگر کسی این کتاب را خوانده، به دیگری هم توصیه کرده و او هم خریده.

دو قسمت از کتاب خیلی منو تکون داد؛

در قسمتی از کتاب حسین مردی در زندان استخبارات عراق با چند شیعه عراقي هم سلول میشه. اون عراقی فرمانده یک تانک بوده و جرمش این بود که در آخرین عملیات نه تنها حتی یک گلوله تانک به سمت ایرانی ها شلیک نکرده بود، بلکه با ایحاد جو روانی باعث عقب نشینی بقیه تانک ها هم شده بود. تو زندان به حسین مردی گفت فردا منو اعدام میکنن، ولی تو اگر رفتی ایران و امام خمینی رو دیدی، بگو ما خیلی دوستش داریم. یک قسمت دیگه کتاب هم حسین مردی خاطره ای نقل میکنه از چاپ و انتشار عکس امام در کربلا که نحوه تصمیم گیری و نحوه چاپ دوهزار نسخه عکس به اندازه کف دست از امام خمینی در زندان و به دور از چشم عراقی ها و جاسوسان آنها بسیار جاب و دلچسب بود. حرکتی نشان از روحیه انقلابی این مرد داشت که در اسارت هم مانند یک رزمنده در حال دفاع از انقلاب بود.

این کتاب واقعا ارزش خوندن رو داره.


موضوعات مرتبط: فرهنگی
برچسب‌ها: حکایت زمستان, دفاع مقدس, اسارت, امام خمینی, حسین مردی
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:26 ] [ محمد حیدری ]

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین هایمان را داشتیم . پنجاه سال بعد، ما در دستمان کتاب های مذهبی داشتیم و آنها زمین های ما را در دست داشتند.

جومو کیانتا،اولین رئیس جمهوری کنیابعد از استقلال

شاید این حرف و صدها حرف دیگر از جنس این حرفها بهانه خوبی باشد تا به دین حمله شود. اصلا شاید چنین اقداماتی بوده که مردم را به دامان «مارکسیسم» انداخت چون این مکتب میگفت دین افیون توده هاست!!!

«جومو کیانتا» کاملا درست می گوید ولی این اقدام «استعمارگران اروپایی» در لباس مروجین مذهبی ریشه در جهانبینی وتفکر و نگاه غرب دارد.

برای فهم بهتر این مسئله؛

«پدر علم جدید» در «غرب» (فرانسیس بیکن) میگوید که هر عالمی، بهتر از «جاهل» نیست! هر علمی به درد نمی خورد! بلکه اگر «علم» باعث «قدرت» شود «خوب» است و گرنه به جز چند کلمه ای که در ذهن انباشته شده است فایده ای ندارد!

(این تفکر، در بین مردم ما هم نفوذ کرده است. مثلا اگر بپرسی چه «رشته» ای از «دانشگاه» می روید؟ می گویند: «رشته» ای که «پول» داشته باشد! و کسی دنبال «یافتن حقیقت» نمی رود، دنبال «یافتن شغل» می رود)

این جا بود که «علم»، دیگر برای «یافتن حقیقت» نبود، بلکه برای «کسب قدرت» شده بود!

این حرکت «شوم» ادامه پیدا کرد و «داروین» نظریه «تنازع بقا» داد. یعنی «دنیا» محل «دعوا» است! «دعوا» بر سر «باقی ماندن»! هر کسی زورش بیشتر بود، بیشتر باقی می ماند!

و بدتر از این، «نیچه» مسئله را «افتضاح» تر کرد و گفت که بنابراین، هر کس بتواند «قدرت» بیشتری پیدا کند، «موفق» تر است! پس باید دنبال «قدرت» بود! بنابراین «اخلاق»، «مهربانی»، «عدالت»، «دست بر سر یتیم کشیدن»، «کمک به فقرا» و … اشتباه است! چون باعث بوجود آمدن قدرت نمی شود! اصلا «دین» به ما «خیانت» می کند! چون شعار «عدالت» می دهد و مانع رشد «قوی» ها می شود!

و از این بدتر، «ویلیام جیمز» آمد و نظریه «پراگماتیسم» داد و گفت: این قدر به «دین» حمله نکنید و آن را کنار نزنید! بعضی جا ها، «دین» به درد می خورد! «دین» برای «خر» کردن مردم خوب است! بعضی جا ها، از «دین» و «مفاهیم ارزشی» (مانند «عدالت»، و «اخلاق» و …) باید استفاده کرد تا مردم بی سواد و «ضعیف» (که «حرف» ما را قبول ندارند ولی «حرف دین» را قبول دارند) را هدایت نمود!

و این شد که دین، شد عامل در بند کشیدن خیلی از مردم دنیا.

البته، اگر حقیقت دین بیان شود (مانند حرکت امام خمینی) هیچگاه هیچ قدرتی نمیتواند مردم را با دین به اسارت بگیرد.

(بخش اصلی این مطلب از مقاله «علوم انسانی»؛ اگر «اسلامی» شود، چه می شود؟ اگر «غربی» باشد، چه می شود؟ دوست خوبم آرمان شادمان گرفته شده ولی چون به برخی نتیجه گیری های مقاله نقد داشتم، بخشی از مقاله رو استفاده کردم)


موضوعات مرتبط: سیاسی، دین و مذهب
برچسب‌ها: دین, علوم انسانی, غرب, پراگماتیسم, نیچه
[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:6 ] [ محمد حیدری ]

 

برای شناختن خواهر دوقلو شاهنشاه ایران زمین، اشرف پهلوی، شاید همین حرف از فردوست کافی باشد که؛ اگر قرار شود لیست مردانی که در دوران 37 ساله‌ی سلطنت محمدرضا با اشرف رابطه داشتند تهیه شود علی‌رغم دشواری و غیرممکن بودن کار، چون حتی خود او نیز ممکن است همه را به یاد نیاورد، مسلماً لیست طویلی خواهد شد!!!

فردوست در جایی دیگر از کتابش می نویسد:

درباره روابط نامشروع و فساد اشرف اگر بخواهم وارد جزئیات شوم خود کتاب مفصلی خواهد شد و لذا فقط به مهمترین موارد می‌پردازم؛

 

در زمان فوزیه، مدتی اشرف معشوقه تقی امامی شد. در مسافرت به مصر مدتی با ملک فاروق پادشاه مصر بود.

در سالهای 1331ــ1332 که در پاریس بودم و به دیدار اشرف می‌رفتم دیدم که با سه مرد رفیق است. دو نفر اهل پاریس بودند و یکی افسر جوان اهل یوگسلاوی بود که گویا آجودان شاه یوگسلاوی بوده و به فرانسه پناهنده و تبعه شده بود و احتمالا بی‌ارتباط با سرویسهای جاسوسی نبود. من هرگاه به دیدارش می‌رفتم، یکی از این سه مرد را در اتاقش می‌دیدم. مثلا ساعت نُه صبح به دیدار اشرف می‌رفتم و می‌دیدم که یک مرد گردن‌کلفت با لباس خواب در اتاق است و اشرف در تختخواب خوابیده و خمیازه می‌کشد. دفعه دیگر می‌رفتم و ساعت نُه ــ ده صبح می‌دیدم که پسر بلندقد و خوش‌تیپ فرانسوی با لباس خواب در دستشویی است و دست و رویش را می‌شوید و مشخص است که شب آنجا بوده. اشرف نیز با حالت کاملا عادی او را معرفی می‌کرد. در دورانی که همسر بوشهری بود، مدتی عاشق دکتر غلامحسین جهانشاهی شد که در کابینه علم وزیر بازرگانی بود. پس‌ازاینکه از وزارت برکنار شد، او را رئیس‌دفترش کرد و درعین‌حال معشوقه‌اش هم بود، و این علاقه شدت نداشت. چندبار نیز ذوالفقار علی بوتو، که در آن موقع وزیرخارجه پاکستان بود، به تهران آمد و اشرف با وی نیز روابط نامشروع داشت. از این نمونه‌ها زیاد است. ماجرای دیگر مربوط به پرویز راجی است. پرویز، پسر دکتر راجی، جوان بسیار خوش‌تیپی بود که مورد علاقه خاص هویدا قرار گرفت و هویدا او را رئیس‌دفتر خود کرد. اشرف شدیدا عاشق پرویز شد. به‌همین‌دلیل راجی در سن کم (شاید سی‌ودو تا سی‌وپنج سالگی) مشاغل حساس داشت و این اواخر سفیر ایران در انگلستان شد و تا زمان دولت بختیار، در همین پست بود.

 

#مرگ_بر_شاه

#پهلوی


موضوعات مرتبط: سیاسی
برچسب‌ها: پهلوی, اشرف, انقلاب, فردوست, شاه
[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 13:20 ] [ محمد حیدری ]

 

وارد اتاق كه شدم، بوی خوش عطر «تی‌رز» به مشامم رسید.

فهمیدم كه سید مرتضی(آوینی) آنجاست.

مقابل پنجره ساكت و منتظر ایستاده بود. جلو رفتم.

دانه های درشت اشك گونه‌هایش را نوازش می‌كرد.

با صدای بلند گفتم:«خدا قوت آقا مرتضی!»

یكی از بچه‌ها سریع مرا به سكوت دعوت كرد، همانجا سر جایم نشستم نمی‌دانستم حالش بد است.

ناگهان برگشت و با بغض گفت: « می بینی حسین؟ می بینی چه جوری داریم در جا می زنیم ؟ هفته پیش با او بودیم. کاش او را می شناختی. گل بود! به خدا گل بود، اونم چه گلی!... خوش به حالش کی فکر شو می کرد به این قشنگی اونم بعد از این همه مدت که از قطعنامه می گذره بره ؟»

دیگر چیزی نگفت.

هق هق گریه امانش را برید.

اون روز، روزنامه ها خبر شهادت شهید گنجی، رایزن فرهنگی ایران در پاکستان رو چاپ کرده بودند.

پ ن1: شهید صادق گنجی متولد شهرستان دشتستان استان بوشهر بود. او که در دوران دفاع مقدس لباس رزم بر تن داشت و در میدان مبارزه بود، بعد از جنگ نیز لباس رزم را از تن در نیاورد ولی میدان نبردش عوض شد و اینبار در قامت رایزن فرهنگی ایران در پاکستان به دفاع از انقلاب پرداخت تا بالاخره در آذرماه 69 ، در لاهور ترور شد.

پ ن2: از توفیقات امسال جشنواره فیلم عمار استان بوشهر، حضور مادر این شهید بزرگوار در شب اختتامیه بود.

پ ن3: خاطره بالا از حسین بهزاد بود.

پ ن4: شهید گنجی هم مثل من متولد 6 اردیبهشته.


موضوعات مرتبط: فرهنگی
برچسب‌ها: شهید, صادق گنجی, جشنواره عمار بوشهر, شهید آوینی
[ شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:30 ] [ محمد حیدری ]

 

این روزها خبر طرح "ممنوع‌ الفعالیت‌ شدن افرادی که در رسانه‌ها به مقدسات توهین می‌کنند" از سوی حمید رسایی، در رسانه های جریان اصلاحات سر و صدای زیادی به راه انداخته. طرحی که گفته خود رسایی براساس آن وزارت ارشاد ملزم به ممانعت از فعالیت افرادی می‌شود که در رسانه‌های تحت‌اختیارشان بارها به مقدسات توهین کرده‌اند.

مطرح شدن این طرح از سوی رسایی، آن هم بعد از توقیف روزنامه "صدای مردم" این شاعبه را ایجاد کرد که هدف رسایی تنها ممنوع القلم شدن قوچانی بوده است.

اما چرا همه نگاه ها بعد از مطرح شدن این  طرح به سمت قوچانی ختم می شد؟

همه این نگاه ها از آنجا نشأت می‌گیرد که قوچانی به همراه تیمش تا کنون با توقیف ۸ نشریه، رکورددار توقیف در روزنامه‌ها بوده و چندی پیش نیز اشتباهی از همین جنس در روزنامه آسمان و غیرانسانی توصیف کردن حکم الهی قصاص، موجب به محاق توقیف رفتن آسمان شده بود.
قوچانی علاوه بر مردم امروز، پیش از این "همشهری ماه"، "شرق"، "هم‌میهن"، "شهروند امروز"، "ایراندخت"، "اعتماد ملی" و "آسمان" را نیز توقیف کرده بود.

اما این قوچانی کیست؟!

محمد قوچانی فعالیت مطبوعاتی خود با نوشتن یادداشت‌های سینمایی در نشریه محلی "کادح" گیلان آغاز کرد و پس از آن به همکاری با نشریه "گام" پرداخت. پس از آن که برای ادامه تحصیل به تهران رفت، از سال ۱۳۷۴ به همکاری با نشریه "عصر ما" ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران پرداخت. روزنامه‌های جامعه، نشاط و عصر آزادگان برای قوچانی آغاز دوره جدیدی از روزنامه‌نگاری بودند که در سال‌های پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ تجربه کرد و به تدریج با نوشته‌های انتقادی خود علیه اکبر هاشمی رفسنجانی به شهرت رسید.

اما نکته جالب عضویت قوچانی در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی از سال 93 است. حزبی که توسط ۱۶ نفر از اعضای هیات دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز به کار کرد.

البته هاشمی رفسنجانی در جذب مخالفین خود استاد است.

مانند جذب موسوی خویینی ها به عنوان رییس مرکز مطالعات استراتژیک دفتر ریاست جمهوری...

البته وقتی آقایون علم سیاست را در کتب ترجمه شده غربی و از زبان فرانکل، ماکیاول، فرانکلین لووان بومرور، نیچه و ...به عنوان "علم قدرت" خوانده اند، بیشتر از این نمیشود انتظاری داشت!


موضوعات مرتبط: سیاسی
برچسب‌ها: محمد قوچانی, مردم امروز, رکورد توقیف, هاشمی رفسنجانی
[ شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 13:14 ] [ محمد حیدری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دختر در پارک است، پسر معتاد و بی کار است، سن فحشا آمده پایین و ... بعد مسئول فرهنگی به من می‎گوید لبخند بزن!
امیرالمومین وقتی می‌بیند چه اتفاقی در جامعه می‌افتد فریاد می‌کشند. به مسئول فرهنگی که به فکر بنز و محافظش است دیگر نمی‎شود حرفی زد. مسئول فرهنگی ما وقتی با ای اوضاع خوابش می‎برد یا بی خیال است یا رگ ندارد.
امکانات وب
مستضعفین تی وی

عدالت خواهی لب انتظار ما از دانشجويان است.   مقام معظم رهبری بررسی و معرفی کالای باکیفیت ایرانی